شادیشادی، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

شهزاده ی رویا، شادی زیبا

نوروز 96 مبارک

دلیل لبخند و شادی زندگیمون فقط شما دوتا هستین..😍😘 الهی همیشه گل لبخند روی لباتون باشه🙏 چهارمین بهارتون مبارک شادی جانم و آنیتا عزیز😍😘 ...
1 فروردين 1396

کاش می شد......

کاش می شد جای «یکسال» یک «تو» تحویلم بدهند «عید من» یعنی این......   بابا حمید گل و مهربون، تا همیشه ی همیشه من و شادی دوستت داریم و به یادتیم..... ...
30 اسفند 1395

کیک آخر سال

🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂 عزیزک خوشگلم با کیک پنجشنبه آخر سال بیاد بابا حمید مهربون که هر ماه برای تو کیک می خرید مخصوصا آخر سال برای سلامتی و تندرستی و شادی 🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂 ...
26 اسفند 1395

هنر نماکاشی

هنرنمایی امروز شادی خانم که نماکاشی انجام داد... دم عید هست و کارای خاله میترا زیاد.... تو هم داری مثلا کمکش می کنی😅😍😘 ...
13 اسفند 1395

دریا و شادی

دلتنگی ها فقط کنار دریا و دیدن دریاست که قابل تحمل میشه... رفتیم کنار دریا تا باهاش غصه ها مونو تقسیم کنیم و ازش بزرگی و بخشش و وسعت و عظمت بگیریم .... دریای بخشنده هم ما رو آروم کرد و بهمون قول داد روزای خوبی با هم پیش رو داریم.... الهی آمین... شادیت همیشگی دخترک خوشگلم   مامان دورت بگرده فدات بشم   ...
7 بهمن 1395

*عزیزکم تولدت مبارک*

  امروز برایم تکرار آن روز فراموش ناشدنی است...   روزی که   پلک جهان می پرید   دلم گواهی می داد   اتفاقی می افتد   اتفاقی می افتد... و لحظاتی بعد   فرشته ای از آسمان فرود آمد در دامان من   دنیا صدای گریه کودکی را شنید که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است...   امروز روزی است که تو به دنیا آمدی...   همان روز زیبایی که خداوند مهربانم با تمام عظمتش به زمین لبخند زد و بهار را به یمن حضورت به ما بخشید...   بهار زیبای من،دخترکم می خواهم امروزم را فقط به تو فکر کنم..   به زمانی که چشم گشودی و آغوش زمان ضربان قلبم را با تو یکی نمود و دنیایم با تو آغاز شد ...
16 دی 1395

تهران گردی

وقتی بچه بودم میگفتند هر وقت به تنهایی توانستی بند کفشهایت را ببندی بزرگ شده ای... اما من به تو می گویم هر وقت از بخشیدن کفشهایت به انسان پابرهنه ای خوشحال شدی، بزرگ شده ای ... ....عزیز دلم یه تجربه سفر دو نفره داشتیم  که کلی بهت خوش گذشت.... رفتیم شهر بانو... برج میلاد... گنبد مینا... موزه معاصر... بوستان کتاب و کلی جای قشنگ دیگه.... مخصوصا بالای برج که باد لای موهای فرفریت می رفت و کلی ذوق کرده بودی...   ...
22 مهر 1395

شام غریبان غریبانه......

لحظه لحظه های نبودنت...                               جمع میشوند....                           و کم میشوند..   از لحظه های باقی مانده ی عمرم...                 به همین سادگی حل میشود...                     &...
22 مهر 1395